جاکارتا (معرفی جاکارتا ، دیدنی های جاکارتا ، تور جاکارتا و …)
جاکارتا ، پایتخت اندونزی و یکی از بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهرهای اسلامی . جاکارتا بزرگ ترین شهر اندونزی و مرکز اقتصادی ـ تجاری ، حمل ونقل و صنعتی این کشور و مرکز سیاسی ـ اداری ایالت جاکارتاست . ایالت جاکارتا ــ که حدود 590 کیلومترمربع مساحت دارد و یکی از پنج ایالت جزیرة جاوه است.
شهر جاکارتا در مغرب جزیرة جاوه ، در ساحل شمالی ، در کنار خلیج جاکارتا (یا خلیج باتاویا / بتاویه ) و دریای جاوه ، در َ50 106 طول شرقی و َ10 6 عرض جنوبی قرار دارد. این شهر در دشت واقع شده است و ارتفاعاتی با فاصلة بسیار، در جنوب آن امتداد دارد. رود سیلیونگ / چیلیوونگ با جهت جنوبی ـ شمالی از میان شهر می گذرد و به خلیج جاکارتا می ریزد. علاوه بر این ، رودهای بسیاری در نزدیکی شهر جاری اند، مانند گروگل در مغرب و سونتر در مشرق .
این شهر در منطقة حارّه واقع شده و دارای آب و هوای گرم و مرطوب است . یکی از قدیم ترین ایستگاههای هواشناسی منطقة حارّه در جاکارتاست و بنا بر آمار اقلیمی 75 ساله (از 1283/1866 به بعد)، دمای آنجا از ْ5ر35 بالاتر و از ْ19 پایین تر نبوده است . میانگین سالانة دمای شهر در روز ْ28 و در شب ْ26 است . باتوجه به موقعیت شهر و نزدیکی آن به دریا، نسیم خشکی و دریا که در جاکارتا دائمی است ، در افزایش آلودگی هوای شهر مؤثر است. این شهر در یکی از پرباران ترین مناطق جهان قرار دارد؛ متوسط باران سالانة آنجا حدود دو هزار میلیمتر و متوسط رطوبت سالانة آن 81% است.
جاکارتا با راههای اصلی در مغرب به ساحل تنگة سوندا (میان جزایر جاوه و سوماترا) می پیوندد، با شهرهایی مانند چیربون و سمارانگ در مشرق و سواحل شمالی جزیرة جاوه ارتباط دارد و با باندونگ * (ح 180 کیلومتر) در جنوب شرقی و از آنجا با شهرهای مرکزی و شرقی جاوه ، مانند سوراکارتا/ سولو و سورابایا ، مرتبط است و راه آهن آن را به شهرهای جزیرة جاوه متصل می کند. فرودگاههای کماجوران در شمال و هلیم در جنوب شرقی شهر شهرت جهانی دارند. خطوط کشتیرانی میان جاکارتا و بندرهای اندونزی و شهرهای لندن ، هامبورگ و آمستردام برقرار است . بندر تانجونگ پریوک در شمال شرقی شهر جاکارتا، بزرگ ترین بندر و کانون حمل ونقل دریایی و تجارت خارجی اندونزی شمرده می شود و کشتیهای بزرگ در آن پهلو می گیرند .
جاکارتا از مناطق صنعتی اندونزی است . دولت در دهة 1350 ش /1970 برنامه هایی برای گسترش صنایع آن (در مغرب شهر و نیز در جنوب بندر تانجونگ پریوک ) اجرا کرد که در پی آن جاکارتا مرکز عمدة صنایع ساخت ظروف شیشه ای ، ماشین آلات ، ابزار و ورقهای فلزی ، تولید روغن و لاستیک صنعتی ، صابون سازی و نساجی کشور شد .
مهاجرت و رشد بی رویة جمعیت از مشکلات عمدة جاکارتاست . در 1267/1850 این شهر کمتر از هفتاد هزار تن جمعیت داشت . در 1314 ش /1935 جمعیت آن به 000 ، 435 تن و پس از پایان جنگ جهانی دوم (1945) به حدود 000 ، 844 تن رسید. در پی مهاجرت داخلی و خارجی گسترده به جاکارتا، جمعیت این شهر در 1334 ش / 1955 به 8ر1 میلیون تن ، در 1340 ش /1961 به 9ر2 میلیون تن ، در 1344 ش / 1965 به حدود چهار میلیون تن و دو سال بعد به حدود شش میلیون تن رسید. به رغم ممانعت از مهاجرت به جاکارتا در 1348 ش /1970 و پس از آن ، جمعیت شهر و پیرامون آن در 1375 ش /1996 به 400 ، 341 ، 9 تن رسید . جاکارتا از حیث جمعیت یکی از متراکم ترین شهرهای دنیاست ، چنانکه تراکم نسبی جمعیت آن به 288 ، 12 تن در هر کیلومترمربع می رسد. رشد سالانة جمعیت آن 3% است . 85% جمعیت این شهر مسلمان ، و عده ای نیز مسیحی و بودایی اند. اهالی آن به زبان جاوه ای * با لهجة جاکارتایی (سابقاً بَتاوی ) سخن می گویند. گروههای عمدة نژادی ساکن جاکارتا، سونداییها، جاوه ایها، چینیها و بتاویها هستند .
جاکارتا از مهم ترین مراکز فرهنگی اندونزی است . نخستین روزنامة آن در 1157/ 1744 به نام نوول چاپ شد، در 1268/ 1851 مدرسة طب ، در 1327/ 1909 نخستین مدرسة حرفه ای دولتی و در اوایل سدة چهاردهم / بیستم ، به همت عبداللّه احمد (از نویسندگان صاحب نام )، دانشگاه پزشکی در جاکارتا احداث شد. همچنین مهم ترین و قدیم ترین دانشگاههای اندونزی در این شهر قرار دارند، از جمله دانشگاه ملی ابن خلدون ، دانشگاه ملی اسلام (تأسیس در 1330 ش / 1951)، دانشگاه ملی محمدیه و دانشگاه پانچاشیلا. کتابخانة موزة مرکزی جاکارتا، که در 1192/1778 تأسیس شد، از قدیم ترین کتابخانه های این کشور است .
جاکارتا از مشهورترین شهرهای اسلامی ، دارای بناهایی متعلق به دورة استعمار و بافت شهری مطابق الگوی شهرهای هلندی است . در این شهر اتحادیه ها و انجمنهای متعددی فعالیت دارند، از جمله انجمن بِتاویه با هدف گسترش هنروعلوم ، انجمن خیریه ، سازمان ملی معروف بودی اتومو برای همکاری بیشتر میان جاوه ایها ، اتحادیه بازرگانی اسلامی برای حمایت از بازرگانان اندونزی در برابر تجار چینی ، سازمان مردم باتاویا برای حمایت از اصالت اندونزیایی مردم جاکارتا، و سازمان سیاسی کاتولیکهای جاوه ای برای تأمین منافع پیروان این مذهب .
آثار و اماکن دیدنی شهر عمدتاً در بخش مرکزی (بافت قدیمی ) قرار دارند، از جملة آنهاست : میدان مردکا (آزادی و استقلال ) و لوح ملی اندونزی در آنجا، موزة ملی ، کاخ ریاست جمهوری یا کاخ آزادی واقع در قسمت شمالی مردکا، موزة جانب غربی مردکا که هلندیها آن را در 1192/1778 احداث کردند، کتابخانة شهر، مسجد بزرگ استقلال ، مجموعة ورزشی بازیهای آسیایی ، بازار چینیها، بازار قدیمی ماهی فروشان ، بازار بزرگ ، باغهای درون شهر از جمله باغ معروف جایاانکول ، بقایای ساختمان شهرداری (متعلق به دورة استعمار) و زندانهای قدیمی نزدیک آن .
پیشینه . جاکارتا شهری قلعه ای و قدیمی است و در منطقه ای با تاریخ کهن قرار دارد. گفته شده که این منطقه مقرّ انسانهای نخستین بوده است . در سدة چهارم میلادی ، دولتی هندو ـ جاوه ای در آنجا فرمانروایی می کرد . سابقة جاکارتا، به سبب واقع شدنش در جزیرة جاوه ، با پیشینة این جزیره در آمیخته است.
از سدة پنجم /یازدهم ، نام آن سونداکلاپا / سونداکلبا بود و در 932 یا 934/1525 یا 1527، به جایاکرتا/ سوراکارتا (از ریشة سنسکریت به معنای فرخنده و پیروز) تغییر یافت و کمی پیش از 1028/ 1619 به جاکارتا تبدیل شد (ولک ، ص 185). در دوازدهم مارس همین سال ، هلندیها در اجلاسی ، این نام را به باتاویا (از بتاوی ، نام قبیلة باستانی ژرمن در هلند) تغییر دادند . در زمان جنگ جهانی دوم (1939ـ 1945/ 1316ـ 1324 ش ) ژاپنیها شهر را اشغال کردند و آن را دوباره جاکارتا نامیدند.
در 1325 ش / 1946، با تسلط کامل هلندیها بر شهر، پایتخت اندونزی به شهر یوگیاکارتا، در قسمت مرکزی جاوه ، منتقل شد، اما در 26 مرداد 1329/ 17 اوت 1950، در پنجمین سالگرد استقلال اندونزی ، جاکارتا به عنوان پایتخت انتخاب شد .
دین اسلام احتمالاً در قرن نهم / پانزدهم ، با مسلمان شدن یکی از شاهزادگان قسمت غربی جاوه ، در منطقه گسترش یافت . تومه پیرز ، داروساز پرتغالی که در اوایل سدة دهم / شانزدهم به جاوه سفر کرد، از فعالیت لنگرگاه مهمی نزدیک جاکارتای کنونی خبر داده است .
در 928/1522، پرتغالیها با نمایندة حکومت پاجاجاران (آخرین حکومت عمدة هندو ـ بودایی جاوه ) برای احداث پایگاهی در محل جاکارتای کنونی توافق کردند، اما مسلمانان که با این کار موافق نبودند، در 932/ 1525 با پرتغالیها جنگیدند و آنان را شکست دادند. در 934/ 1527 نیز حکام مسلمان ، پرتغالیها را از آنجا بیرون راندند و نیروهای دماک (از حکومتهای مسلمان جاوه ) بر آنجا مسلط شدند. در 987/ 1579، مولانا یوسف (از حکام محلی ) حکومت پاجاجاران را بر انداخت و در پی آن ، اشراف سونداییِ حاکمِ بر منطقه ، اسلام را پذیرفتند .
در 1011/ 1602 شرکت هندشرقی هلند، جاکارتا را تصرف و در بخش وسیعی از زمینهای پیرامون آن زراعت کرد. در اوایل سدة یازدهم / هفدهم ، میان هلندیها و حکومتهای مسلمان جاوه ای ، از جمله ماتارام ، منازعاتی برای تصرف جاکارتا و مناطق پیرامون آن روی داد و با آنکه شرکت هلندی در جاکارتا پایگاه مهمی داشت ، این شهر مدتی در اختیار حاکمی مسلمان (ویجایاکراما ) بود. در 1026/1617، نیروهای بانتِن / بانتام در حمله ای خود را به ارگ شهر رساندند و به تأسیسات آسیب زدند، هشت ماه پس از آن نیروهای ماتارام درصدد تصرف آنجا بر آمدند ولی از سربازان شرکت هندشرقی هلند شکست خوردند. در 1028/ 1619، کوئن که از سوی هلندیها دو دوره به فرمانداری کل منطقه (یک بار از 1028 تا 1032/ 1619ـ1623 و بار دیگر از 1037 تا 1039/ 1627ـ1629) منصوب شده بود، شهر را ویران و نیروهای محلی را بیرون کرد. چون در این حمله ، قلعة شهر آسیب دید، کوئن اقدام به ساخت قلعه ای جدید و بزرگ تر و ایجاد شهری در کنار آن (در محله کوتای کنونی )، بر اساس الگوی هلندیها، کرد. وی تا مدتها نام بتاویه را برای شهر جدید به کار نبرد اما در 1030/1621 آن را تأیید کرد . پس از این حمله ، شرکت هندشرقی هلند که نزدیک جاکارتا بود، به مرکز بازرگانی ، نظامی و اداری و محل مناسبی برای انبارداری و مبادلة کالا بدل شد . بااین حال ، انگلیسیها با کشتیهایشان در آبهای نزدیک جاکارتا، ارتباط دریایی هلندیها را قطع کردند. از 1030/1621 هلندیها با تسلط بر دریای جاوه ، عبور و مرور به بندر بانتن را ممنوع کردند و احتمالاً پس از آن ، جاکارتا مرکز بزرگ تجاری آسیا گردید و کالاهای ایران ، هند و سیلان ، جزایر ملوک و ژاپن در انبارهای آن نگهداری می شد.
در 1039/1629، نیروهای اندونزیایی تحت فرماندهی هونگو کوسامو ، ملقب به سلطان آگونگ ، به شهر جاکارتا حمله کردند و در جنگی معروف به نبرد جاکارتا ــ که یکی از نخستین مقابله های عمومی با استعمار بود ــ با استعمارگران به نبرد پرداختند . در 1055/1645، میان فرمانروای جاکارتا و حکمران بانتن صلح برقرار شد اما در 1066/1656، حاکم بانتن به جاکارتا و کشتیهای شرکت هندشرقی هلند حمله کرد که به بسته شدن بندر از سوی شرکت انجامید.
در 1095/ 1684، به موجب قرارداد صلح قطعی میان حکام بانتن و جاکارتا و افزایش امنیت در منطقه ، شهر در قسمت جنوبی (به سمت علیای رود) گسترش یافت و اهالی در جنوب شهر خانه های ییلاقی ساختند . احتمالاً در پی این صلح ، مناسبات رسمی تا اوایل سدة دوازدهم / هجدهم ادامه یافت.
در 1111/ 1699، چند زلزلة شدید در جاکارتا روی داد . طی سدة یازدهم / هفدهم ، سکنة بومی جاوه ای نسبت به مهاجران کمتر بودند، شهر مقرّ حکومتی ، انبار کالا و محل پادگان نیروهای نظامی بود و کلیسا و خانه هایی به سبک خانه های هلندی در کنار قلعة شهر وجود داشت . در این قرن هلندیها تسهیلاتی پدید آوردند تا تردد کشتیهای آسیایی و بازرگانان چینی در جاکارتا بیشتر شود. در 1131/1718، جاکارتا را یکی از زیباترین و پاکیزه ترین شهرهای جهان با آبراهه های کنار خیابانها، که دو طرفش درختکاری شده ، و دو اسکلة بزرگ ، هر یک به اندازة هشتصد متر، وصف کرده و نوشته اند دیوارهای قلعة شهر آسیب دیده بود . حدود دو دهه بعد، خانه های به هم فشرده ، آبهای آلوده و شیوع بیماری ، مشکلاتی برای اهالی پدید آورد .
برخی از رویدادهای سدة دوازدهم / هجدهم در جاکارتا عبارت اند از: اجرای طرح وان ایمهوف (فرماندار کل منطقه ) برای سکونت مهاجران اروپایی در جلگه های اطراف جاکارتا؛ ایجاد آکادمی علوم دریایی ؛ تجدید سازمان نیروی دریایی شرکت هند شرقی و اصلاح نظام مدارس ؛ ضرب سکه های مسی از سوی شرکت هندشرقی هلند در جاکارتا، که در پی اتخاذ تصمیم حکام جاکارتا و شاهزادگان جوکجاکارتا و سوراکارتا برای وحدت نظام پولی صورت گرفت ؛ تبدیل جنگلهای اطراف شهر به شالیزار و مزارع نیشکر؛ و سکونت قومیتهای گوناگون اندونزیایی در بیرون دیوار شهر . در 1214/ 1799، با ورشکستگی شرکت هندشرقی هلند، تمام داراییهای شرکت به جاکارتا منتقل گردید. در این زمان جاکارتا یکی از معتبرترین کارگاههای کشتی سازی جهان را داشت .
در سدة دوازدهم / هجدهم ، مانند سده های قبل ، چینیها عمده ترین نیروی کار فعال خارجی در جاکارتا بودند؛ آنان تا 1153/1740 در درون شهر 500 ، 2 خانه داشتند و جمعیت آنان در شهر و حومه کمتر از پانزده هزار تن (ح 17%) نبود. در این زمان ، در پی بروز منازعاتی میان چینیها و اروپاییهایی که از دهه های قبل در آنجا ساکن بودند، چند هزار چینی کشته شدند. بنا بر سرشماری 1192/ 1778، حدود 26% جمعیت حومة جاکارتا (خارج از دیوار شهر) و در زمان نفوذ استعماری بریتانیا (1226ـ1232/ 1811ـ1816) حدود 24% از جمعیت شهر و حومة جاکارتا چینی بودند . در سدة دوازدهم / هجدهم ، جاکارتا به مروارید شهرهای اروپایی در مشرق زمین معروف شد .
در اوایل سدة سیزدهم / نوزدهم ، هرمان ویلم دندلس ، به فرمانداری کل منطقه منصوب شد. در زمان وی در مستملکات هلند ــ که در ایالتی به نام «سواحل شمال شرقی جاوه »قرار داشت و جاکارتا جزو آن بود ــ اصلاحاتی صورت گرفت و برای جبران کاستیهای اقتصادی ، املاک خالصه در جاوه تا نزدیک شهر جاکارتا فروخته شد. همچنین مقرر گردید پایتخت به شهر دیگری (در جزیرة جاوه ) که آب وهوایی مساعدتر و موقعیت نظامی بهتری دارد، مثلاً سورابایا، منتقل شود اما به سبب مشکلات انتقال تأسیسات و انبارها، دندلس از این تصمیم منصرف شد و پس از تخریب قلعه ای که در زمان کوئن ساخته شده بود و تعدادی از منازل مسکونیِ قسمت قدیمی شهر، محلهای جدید مسکونی در حومة شهر ایجاد کرد. در 1226/ 1811، انگلیسیها با ششصد کشتی به جاکارتا حمله کردند و تا پنج سال آنجا را در اشغال خود گرفتند و جان کرافورد (نمایندة حکومت انگلیس و تابع فرمانروایان جاوه ) را به سرپرستی برگزیدند. در اواخر سدة سیزدهم / نوزدهم ، بندر جاکارتا (کوتا) به سبب موقعیت نامناسبش ، غیرفعال شد و هلندیها در ده کیلومتری مشرق آن ، بندر تانْجونگ پِریوک را ساختند و میان این دو بندر راه آهن و آبراهه احداث کردند . در 1307/ 1889، هنگامی که اسنوک هورخرونیه ، اسلام شناس هلندی ، مشاور اصلی دولت استعماری هلند در امور اسلامی و مسائل بومی اندونزی شد، فعالیتش را در جاکارتا متمرکز کرد .
در سدة چهاردهم / بیستم ، یک بار دیگر پیشنهاد انتقال پایتخت به باندونگ ، که آب وهوای مناسبی داشت ، مطرح شد، اما به سبب هجوم ژاپنیها که در 1321 ش /1942 جاکارتا را به مدت سه سال اشغال کردند، اجرا نشد. در 1324 ش / 1945، دولت مرکزی جمهوری در جاکارتا تشکیل شد و در شهریور/ سپتامبر همان سال ، مردم جاوه به مقابله با قوای نظامی ژاپن برخاستند و در حمایت از سوکارنو (رئیس جمهور از 1945 تا 1967) در میدان مردکا تجمع کردند . یک سال بعد، به سبب ناآرامیها، رهبران استقلال طلب مدتی شهر را، که کانون مبارزات شده بود، ترک کردند. در 26 مرداد 1326/ 17 اوت 1947، هم زمان با عیدفطر، هلندیها مانع برگزاری نماز عید در میدان مردکا شدند، اما نماز در نزدیکی ساختمان جمهوری برگزار شد . در همین سال ، در حالی که استقلال طلبان در قبال تعهد به سازمان ملل تجهیزات جنگی را کنار گذاشته بودند، هلندیها به جاکارتا حمله و آن را اشغال و غارت کردند، ولی استقلال طلبان شهر را از آنها پس گرفتند. به دنبال مذاکرات رهبران اندونزی و هلند، تحت نظارت سازمان ملل ، در 1328 ش / 1949 قوای نظامی هلند از شهر خارج شدند و استقلال طلبان به رهبری سوکارنو، جاکارتا را در اختیار گرفتند. انتقال حکومت که در مقرّ ریاست جمهوری انجام گرفت ، در آرام شدن شهر در دهه های بعد تأثیر فراوان داشت . از 1345 ش / 1966 به مدت یک دهه ، علی صدیقن (فرمانده سابق نیروی دریایی اندونزی ) از سوی سوکارنو، امور جاکارتا را بر عهده گرفت و در عمران و آبادانی شهر کوشید. مسجد استقلال ، که بزرگ ترین مسجد جهان در آن زمان بود، ساختمان مجلس و چند مرکز عمدة تجاری در زمان او احداث شد .
در دو سدة اخیر، جاکارتا در قسمت جنوبی راه آهن کوتا ـ تانجونگ پریوک و نیز در قسمت غربی مردکا، توسعه و گسترش یافته است . در پایان سدة نوزدهم و در سدة بیستم میلادی شهر به سمت جنوب گسترش یافت و محلات جدیدی مانند کیبایوران (امروزه کیبایوران بارو) ــ که هلندیها آن را به عنوان شهری مستقل در اواسط قرن بیستم در جنوب غربی جاکارتا ساختند ــ جزو جاکارتا شدند. در جنوب تانجونگ پریوک نیز محلة سونتر احداث شد. در دهه های اخیر، گسترش شهر کماکان به سمت جنوب ادامه دارد.
امروزه جاکارتا مرکز آسه آن (انجمن ملل آسیای جنوب شرقی ) است و مقرّ وزارتخانه ها و سازمانهای مهم اندونزی به شمار می رود.