سیاستهای فرهنگی چین
دولت چين بر اين باور است كه تنها زماني كه توسعة اقتصادي، سياسي و پيشرفتهاي فرهنگي كشور كاملاً متناسب گشته و پيشرفت دو جانبهاي ميان ابزارها و نگرشهاي فرهنگي كشور رخ دهد، مي توان شاهد حكومتي سوسياليسم (جامعه گرایی)با مشخصات و ويژگيهاي چيني در كشور بود.
هدف اساسي سياست فرهنگي كشور چين برطرف نمودن نيازهاي فرهنگي مردم ميباشد.
جهت رسیدن به چنين اهدافی، طرح ريزي برنامه هاي مختلف فرهنگي، آموزشي، اجتماعي و ادبي جهت افزايش سطح استاندارد آرمان گرايي، اخلاقيات، آموزش و سطوح فرهنگي و علمي كشور توسط دولت چين صورت گرفته است.
از جمله سياست ترغيب و تشويق مردم به پيشرفت و گسترش فعاليتهاي آكادمي، هنري و فرهنگي، تشويق و ترغيب مردم به ساخت مدارس و مؤسسات آموزشي كشور، اهميت دادن به آداب و سنن ميراث فرهنگي و تاريخي كشور و همسان سازي آن با پيشرفت فرهنگهاي خارجي اشاره نمود.
رشد و توسعة ادبيات و هنرهاي كشور چين به عنوان بخش مهمي از رشد و توسعة فرهنگي كشور محسوب ميگردد. سياستهاي فرهنگي اتخاذ شده در زمينة ادبيات و هنرهاي كشور چين به ترتيب زیر ميباشد:
1- برگزاري مسابقات ادبي و هنري و رقابتهاي فكري ميان يك صد دانش آموز (كه از آنها به شكوفه هاي گل در كشور چين ياد مي شود) از يك صد مدرسه مختلف.
2- ارائه خدمات ادبي و هنري به مردم و معرفي حكومت سوسياليسم، با خصوصيات چيني به آنها.
3- بهره گيري از آثار ادبي و هنري گذشته كشور چين و معرفي آنها در عصر حاضر.
4- حفظ و نگهداري آداب و رسوم و سنتهاي قديمي و حركت به سمت پديده هاي مدرن.
دولت چين از آزادي بيان و عقايد نويسندگان و هنرمندان كشور در جهت خلق آثار ادبي و هنري حمايت مي نمايد.
انتخاب موضوعات گوناگون ادبي و هنري به عهدة خود نويسنده ميباشد. با اين حال دولت به تشويق و ترغيب نويسندگان و هنرمندان جهت توجه به مردم و بهينه سازي زندگي آنها ميپردازد.
به طور كلي دولت چين به خلق آثار مثبت و برجسته كه براي عموم مردم جذابيت داشته و داراي مشخصات، ويژگيها و رنگ و بوي ملي باشد، خدمات شاياني ارائه مي نمايد.
فرهنگ اژدها در چین
اژدها ریشه عمیقی در فرهنگ چینی ها دارد. چینی ها غالبا خود را از نسل اژدها می دانند. هیچ کس واقعا نمیداند اژدها از کجا آمده است. برای مردم چین ظاهر آن به صورت ترکیبی از اعضای بدن 9 موجود به شرح زیر تعریف میشود:
شاخ های گوزن، سر شتر ، چشمان اهریمن ، گردن مار ، شکم یک صدف بزرگ، فلس های ماهی ، چنگال های عقاب ، پنجه های ببرو گوشهای گام نر .
کلمه چینی اژدها به زبان رومی به هر دو صورت lung یا long به معنی طویل هجی میشود.
در چین اعتقاد داشتند اژدها ها دارای قدرتی هستند که به آنها اجازه میدهد بارش باران و جاری شدن سیل را ( با بستن رودخانه با دمشان که باعث سر ریز شدن آب رودخانه و تبدیل آن به سیل می شد) کنترل کنند.
همچنین اعتقاد داشتند که آنها بعد از مرگ مسئول انتقال انسان به قلمرو های الهی و آسمانی هستند.
به علاوه در چین اژدها ها نماد جهان طبیعی ، سازگاری و تغییر شکل هستند . اگر دو اژدها کنار هم اما در خلاف جهت هم قرار گیرند ، نهاد ابدیت و جاودانگی به وسیله یین یانگ Yin Yang مشهور خواهند بود.
امپراطوری های چینی فکر میکردند که آنها اژدهاهای واقعی و پسران بهشت هستند. از این رو به تخت هایی که بر روی آن می خوابیدند تخت اژدها گفته میشد. لباس های تشریفاتی امپراطور را ردای اژدها می نامیدند.
در اذهان مردم قدیم چین ، اژدها خدایی بود که آرزوها و آرمان مردم چین را در بر داشت.
گفته می شود که اژدها یک خزنده بزرگ است که می تواند تاریک یا روشن و بزرگ یا کوچک بشود.
می تواند در بهار در آسمان پرواز کند و در پاییز زیر آب زندگی نماید . به طور سنتی اژدها ها در فرهنگی چینی حاکمان باران شمرده میشدند . آنها این قدرت را دارند که تصمیم بگیرند کجا و در چه موقع باران ببارد.
چینی ها باور دارند که پادشاهان اژدهاهای آبی در قصر هایی در زیر اقیانوس ها زندگی میکنند.
نشانه چینی برای اژدها در طول سلسله های یین Yin ، شانگ shang ( از قرن 11 تا 16 قبل از میلاد در دوره هیروگلیف و حروف تصویری اولیه چینی ) بین دست نوشته های روی استخوان و لاک لاک پشت یافت شده است . این دست نوشته ها خزنده ای شاخدار را توصیف کرده و راجع به فلس ها و پنجه هایش نیز شرح داده است.
در چین قدیم هیچ کس ذره ای به وجود اژدها شک نداشت . مردم برای هر عکس حکاکی یا نوشته ای که شامل هر شرح یا توصیفی از اژدها بود احترام زیادی قائل بودند . در نتیجه اژدها تبدیل به نماد و سمبل ملت چین شد.
تمام مردم چین که شامل امپراطور هم می شد، در مقابل تصویر اژدها با ترس و احترام به خاک می افتادند .به همین سبب این حیوان غیر واقعی تبدیل به مقدسات ملت شد . اولا به عنوان توتم ( روح یا جانور حامی و محافظ شخص ) و محافظ قبایل ، ثانیا به عنوان سمبل و نماد ملت چین ، عاقبت اژدها مبدل به نشانی روی پرچم آخرین سلسله فئودال ها یعنی سلسله کینگ ( Qing ) گردید.
رنگها در فرهنگ چین
سنتها و فرهنگ مردم چین همواره برای بسیاری از مردم جهان بسیار جالبتوجه بوده و موضوع بسیاری از تحقیقها و پژوهشهای علاقهمندان است. البته بیشترین دلیل این امر این است که این مردم در هرکجای دنیا که زندگی کنند همچنان زندگی شان با فرهنگ کهن کشورشان آمیخته است و این دلیل جذابیت آن برای سایر مردم در سراسر دنیاست.
با نگاهی به فیلمهای چینی یا سرزدن به یک رستوران چینی یا گشت و گذاری در یک محله چینی با فستیوالی از رنگها روبرو میشوید؛ رنگهای زرد، قرمز و سبز یا طلایی.
بیش از هزاران سال است که مردم چین از رنگهای درخشان استفاده میکنند. اندیشه سنتی چین براساس پنج عنصر آب، آتش، چوب، فلز و زمین استوار است که به ترتیب با رنگهای سیاه، قرمز، فیروزهای، سپید و زرد مرتبط هستند.
اگرچه امروزه در چین استفاده از رنگ «قرمز» بسیار متداول است اما براساس باور عموم، مردمان قدیم چندان توجهی به رنگ قرمز نداشتهاند.
پنج هزار سال پیش در منطقهای که با عنوان «امپراطوری زرد» معروف است، مردم رنگ زرد را ستایش میکردند. از آن زمان به بعد در طی حکومتهای «شانگ»، «تانگ» و «ژو»، امپراطوران چینی از تئوری پنج عنصر برای انتخاب رنگها استفاده میکردند.
در آن زمان مردم معتقد بودند که رنگها از ابتدا از دو رنگ سیاه و سپید پدید آمدهاند و به تدریج چرخش آسمان، رابطهای را میان رنگها و عناصر پنجگانه بوجود آوردهاست.
مردم بهطور معمول لباس پوشیدن، غذا، حمل و نقل و محل زندگیشان را براساس تغییر طبیعی فصول؛ از بهار تا تابستان و پائیز تا زمستان انتخاب میکنند که این امر رابطه بسیاری با رنگها دارد. چینیهای سنتی به رنگهای سیاه، سرخ، فیروزه ای(آبی زنگاری) ، سپید و زرد به عنوان رنگهای استاندارد نگاه میکنند.
همچنین در بسیاری از اشیاء ابریشمی که از گورستانهای قدیمی کشف شده، رنگهای اصلی شامل قهوهای، قرمز، سیاه، بنفش و زرد دیده میشود.
اما استفاده از رنگها در سفالگری سنتی چین نیز به زیبایی جلوهگر است. برای مردم در دیار کهن چین، رنگ به مثابه غذای روح است و عمق تجربیات بشری را بیان میکند.
در فرهنگ چینی ، رنگ ارتباط عمیق و نزدیکی با نقاشی، شعر و سرامیک و حتی طراحی شهری دارد.
در «ایچینگ» یا کتاب تغییرات، به رنگ سیاه به عنوان رنگ آسمان اشاره شدهاست. عبارت «رنگ سیاه اسرارآمیز آسمان و زمین» از آنجا نشات گرفته که شمالیترین نقطه آسمان برای مدت طولانی به رنگ سیاه درمیآید. از رنگ سیاه نیز در لباسهای روزانه استفاده میشود اما در موسم ماتم و عزاداری نیز همچون رنگ سپید به کار میرود. یک روبان مشکی معمولن عکس تازه مرحوم را زینت میدهد.
رنگ «سفید» سمبل درخشانی، خلوص و تحقق یافتن است. سپید همچنین رنگی برای عزاداری و غم است.
اما چینیها، چه قدیمیها و چه چینیهای مدرن، برای رنگ «قرمز» ارزش زیادی قایل هستند. قرمز، نشاندهنده شادی و سعادت است.
رنگ قرمز در در طول سال نوی چینی، تعطیلات و در میهمانیهای خانوادگی به نشانه شادی و نیکفرجامی در همه جا دیده میشود. هرچند که از دوران کمونیستها رنگ قرمز به عنوان نمادی از خطر، خون، رنج وفعالیت های سیاسی استفاده می شود.
رنگ قرمز را در بسیاری از اجزای فرهنگی این کشور میتوان دید: پرچم، لباسهای چینی، ترقههای قرمز که در مراسم مورد استفاده قرار میگیرند، فانوسهای قرمز، آویزههای قرمز که به طور معمول در مقابل خانهها آویزان است و پاکتهای قرمزی که حاوی پولهایی با عنوان عیدی است و به نشانه برکت و خوشبختی به کودکان داده میشود.
در این فرهنگ حتی توصیه میشود که افراد در جشن تولدشان، لباس قرمز بپوشند.
همچنین قرمز رنگی است که در عروسیها زیاد مورد استفاده قرار می گیرد. از فرشها گرفته تا کارتهای دعوت حتی اتاق خواب زوج جدید به رنگ قرمز ترئین میشوند. مردم چین باوردارند که این رنگ برای زوج جدید خوشبختی به ارمغان میآورد.
و اما رنگ زرد هم از رنگهایی است که جایگاه ویژهای در فرهنگ چین دارد و مردم چین به آن علاقه زیادی دارند. رنگ زرد نشانه خوشبختی است و گاهی اوقات اگر رنگ طلایی نباشد با قرمز همراه میشود. زرد سمبلی از زمین است و براساس یک گفته قدیمی این رنگ مرکز هرچیزی است.
رنگ در سنتهای قومی چین مفاهیم غنیتری دارد. رنگ زرد رنگی برای امپراطورهاست. این رنگ اغلب تزئین دهنده کاخهای امپراطوری، محراب ها و معابد است. زرد همچنین نشانگر رهابودن از امور دنیوی است. بنابراین این رنگ رنگی است که در آئین بودا مورد احترام است و راهبان بودایی نیز لباس زرد میپوشند.
رنگ آبی زنگاری یا فیروزهای معرف بهار است زمانی که هرچیزی با نیرو و سرزندگی تمام شکوفا میشود. رنگ آبی تیره یا سرمهای نیز به طور معمول در مناسبتهای سوگواری به کار میرود.
و رنگ سبز در فرهنگ چین نشانگر کامیابی و سلامتی است.
فرهنگ چای چین
چای را همه میشناسند و نوشیده اند. چای همانند چینی مترادف چین است. چین محل اصلی تولید چای محسوب میشود و قبل از کشورهای دیگر جهان منابع درخت چای را کشف و از آن استفاده کرده است. اگر به چین سفر کنید، به غیر از دید و بازدید کوهها و منظرههای معروف چین، سفر به محل تولید چای چین نیز نوعی انتخاب عاقلانه محسوب میشود. در آنجا میتوانید شخصا متوجه شوید که چای چطور تولید میشود و میتوانید چگونگی چای را بنوشید و مزه كنید. اگر از شهر ” چنگ دو ” مرکز استان ” سی چوان ” چین واقع در جنوب غرب این کشور حرکت کنید، در حدود 130 کیلومتری غرب منطقه کوه بلند و زیبایی را مشاهده خواهید كرد. این کوه ” مون شان ” مرکز مشهور تولید چای چین است. هنگامیکه با خودرو در راه کوهستانی پرفراز و نشیب حرکت میکنید، میتوانید شاهد پوشش مه و ابردر منطقه كوهستانی باشید و در دامنه کوه در کنار راه باغهای چای بسیار سبزنیز چشمنوازی میكند و همزمان چایکاران در این مزارع چای مشغول کار هستند. کوه ” مون شان ” بیش از 2000 سال تاریخ کشت چای دارد. گفته میشود که در آن موقع، مردی با نام ” اولی جن ” بطور تصادفی با تاثیرات درمانی و موثر بودن چای برای از بین بردن خستگی آن را کشف کرد. از آن به بعد، او شروع به کشت درخت چای کرد. این اولین بار بود که در تاریخ چین مردم درخت چای میکاشتند. به دلیل آنکه کوه ” مون شان ” تمام سال از مه پوشیده میشود و آب و هوای انجا مرطوب است، برای کشت درخت چای بسیار مناسب است. بتدریج، چای کوه ” مون شان ” شهرت یافت. چینیان میگویند که خانه چای جهان چین و خانه چای چین کوه ” مون شان ” است. چینیان چای را بسیار دوست دارند و این نوع عادت هزار سال ادامه یافته و حتی به بخشی واجب و لازم از زندگی چینیان تبدیل شده است. در سالهای اخیر، نقش چای مورد شناسایی مردم کشورها قرار گرفته و در سراسر جهان، تب ” نوشیدن چای ” به وجود آمده و این امر نیز به پیشرفت صنعت چای چین مساعدت کرده است. به منظور آنکه مسافران با دانش بیشتر چای آشنا شوند، کوه ” مون شان ” با استفاده از منابع محلی فعالیتهای ذی ربط چای را برگزار کردند. مثلا تولید چای، بسیار مورد استقبال مسافران قرار میگیرد. آنان میتوانند با چگونگی تولید چای آشنا شوند و در تولید چای شرکت کنند و از آن لذت ببرند.