زبان مردم چین
بر طبق یک نظر ریشه بسیاری از زبان های شرقی زبان چینی سنتی است که قدمتی بالغ بر ۵۰۰۰ سال دارد. البته اخیرا سنگ نوشته هایی از ۱۴ قرن قبل از میلاد در شمال چین کشف شده که روی آنها آثار حروف کهن چینی مشاهده شده است. علاوه بر چینی مدرن که امروزه در کشور پهناور چین به کار می رود، نوشتار زبان های کره ای و ژاپنی، زبان نواحی هنگ کنگ و تایوان، و زبان چینی مورد استفاده در سنگاپور و مالزی همه منشعب شده از همان ریشه هستند. در این میان زبان مورد استفاده در ۴ کشور آخر بیشترین قرابت را به چینی سنتی (قدیمی) دارد. اما در کشور چین طی چند مرحله این زبان تا حد زیادی ساده شده است.
فرق عمده زبان چینی ماندارین با اکثر زبانهای دیگر جهان در آهنگین بودن آن میباشد.بدین صورت که هر هجا در این زبان (chang, chung, bei, ba, lai و…) در ۴ آهنگ و تعدادی ازهجاها نیز بصورت استثنائی در ۵ آهنگ تلفّظ میشوند
در آهنگ اوّل هجا به صورت یکنواخت و کشیده تلفظ میشود.
در آهنگ دوّم، در هنگام تلفّظ هجا صدای فرد به صورت تدریجی به سمت بالا میرود.
در آهنگ سوّم صدای فرد ابتدا به سمت پایین سقوط میکند و سپس به سمت بالا اوج میگیرد.
در آهنگ چهارم هجا بصورت دفعی و ضربتی تلفّظ میشود.
تلفّظ پنجم هم که بصورت استثنائی در برخی هجاها وجود دارد فاقد آهنگ است و هجا بصورت معمولی بیان میشود.
مثال از آهنگها
به عنوان مثال هجای ma در آهنگ اوّل معنی مادر را میدهد و بدین شکل نوشته میشود:(媽/妈). در اهنگ دوّم معنای کَنَف را میدهد و بدین شکل نوشته میشود:(麻). در آهنگ سوّم معنی اسب را میدهد و بدین شکل نوشته میشود:(馬/马). در آهنگ چهارم معنای توامان سرزنش کردن و توهین کردن را میدهد و بدین شکل نوشته میشود:(罵/骂). در آهنگ پنجم به عنوان جزء پایانی جمله سؤالی بکار میرود و جمله را سؤالی میکند و بدین شکل نوشته میشود:(嗎/吗).
چند كلمه چينی
ni hao ( ني هاو ) سلام
zao hao ( ذاو هاو) صبح بخير
wu hao ( وو هاو ) ظهر بخير
xia wu hao ( شي ي وو هاو ) عصر بخير
xie xie ( شيه شيه ) متشكرم
zai jian ( زيي جي ين ) خداحافظ
چند ضرب المثل چینی
آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .
هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .
مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
«عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند.
«برنج سرد را میتوان خورد، چای سرد را میتوان نوشید، اما نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد.»
«تمام ظلمت جهان نمیتواند روشنایی یک شمع را خاموش کند.»
«شکارچی پرندهای را که بیشتر صدا میکند اول میزند.»
«نادان از اشتباهات خود میآموزد، دانا از خطای دیگران.»
«وقتی کمتر سزاوارم، به من عشق بورز، که آنزمان نیازمندترم.»